لطفا قبل از خواندن این مطلب، نوشته مهندس علی واحد را تحت عنوان «قیمت گذاری نرم افزار- از کجا شروع کنیم؟» بخوانید.
شاید یکی از پیچیده ترین بخشهای تولید یک محصول نرمافزاری – به ویژه در کشور ما- بخش مربوط به قیمتگذاری محصول باشد. برای تولید یک محصول نرمافزاری در بخشهای مختلف آن با پارامترهای مشخصی طرف هستیم که کم و بیش قابل پیشبینی و تخمین هستند، به عنوان مثال معمولا شرکتهای نرمافزاری از متدولوژی و ابزارهای مشخصی برای تولید استفاده میکنند که نسبت به آن آشنایی و تجربه کافی دارند و غالب این پارامترها منابع درونی دارند یعنی هر شرکت با توجه به نیروی انسانی، ابزارها و تجربههای پیشین روش مشخصی را در پیش میگیرد {نهایتا مسایلی مانند تهیه سختافزارهای خاص یا ابزارهای خاصی که در دسترس نیستند یا درخواست خاص مشتریان برای استفاده از روشهای کمتر تجربه شده، پارامترهای خارجی را تشکیل میدهند}. اما موضوع قیمتگذاری محصول، موضوع دیگری است.
تفاوت بسیار ویژهای که باید در قیمت گذاری یک محصول نرمافزاری در نظر داشت تفاوت آن با دیگر تولیدات است به گونهای که در تولید دیگر محصولات هزینههای مواد اولیه و مصرفی در قیمت دخیل هستند که در نرمافزار تقریبا صفر است در عوض در نرمافزار وضعیت پشتیبانی و نگهداری از محصول بسیار متفاوتتر از دیگر محصولات تولیدی است و هر نرمافزار پس از تولید و فروش تازه وارد چرخه جدیدی میشود. فروش یک محصول نرمافزاری به معنای پایان معامله یک محصول با یک مشتری نیست، لذا فکر می کنم در قیمت گذاری یک محصول نرمافزاری سیاستهای پشتیبانی و توسعه محصول نقش مهمی در قیمتگذاری آن ایفا میکنند.
اگر بخواهیم از تولید شروع کنیم شاید مهمترین مساله در قیمت گذاری، بازار هدف باشد و اینکه هدف ما از تولید این محصول چه بوده و قرار است چه سودی را برای ما برگرداند. قاعدتا اگر در زمان استارت زدن تولید محصول این ویژگیها را به درستی شناسایی نکرده باشیم و بدون تحلیل اولیه از سطح بازار، رقبا و هدفمان کار را شروع کنیم در پایان کار روزهای سختی برای تعیین قیمت محصول و فروش آن خواهیم داشت. من فکر میکنم اگر از ابتدا برآورد کنیم که میخواهیم چه محصولی را برای چه نیازی از بازار و با چه قیمتی تولید کنیم هم در زمان تولید و هم پس از اتمام کار و زمان قیمتگذاری بخش زیادی از راه را رفته ایم و بسیاری از سیاستگذاریهایمان از پیش تعیین شده است.
اگر بخواهیم به طور کلی روند قیمت گذاری در بازار فعلی ایران را در نظر بگیریم باید به چند پارامتر زیر دقت ویژهای داشته باشیم اول پارامتر هزینهها که قاعدتا بخش مهمی از سیاستهای قیمتگذاری بر محصول را در بر میگیرد. میتوان برخی از هزینههای عمومی و نرمال برای تولید یک نرمافزار را به شکل زیر برشمرد:
- هزینه نیروی انسانی {حقوق و مزایا/ بیمه/سنوات/پاداش/آموزش مداوم/ریسکهای ترککار و جایگزینی نیرو و ... که در بخش های مدیریت پروژه/ تحلیل و طراحی/ برنامه نویسی/ تست و دیباگ/ تولید مستندات/ آموزش/ پشتیانی و ... فعالیت خواهند کرد.}
- هزینه محیط کار و دفتر و تجهیزات اداری و جاری {اجاره یا خرید دفتر/ میزوصندلی و ملزومات اداری/امکانات رفاهی/ نظافت/ شارژ/ برق و مخابرات و ...}
- هزینه سختافزار{هزینه اولیه به اضافه استهلاک و نیاز مفرط به روز شدن آن در یک شرکت نرمافزاری و نیاز به سخت افزارهای خاص در پروژههای وابسته به سختافزار}
- هزینه نرمافزار {هزینه خرید ابزار یا کتابخانههای مورد نیاز /که در صورت عدم رعایت حقوق کپی رایت تقریبا صفر است!}
- هزینه تبلیغات و بازاریابی
- هزینه مالیات {مالیات بردرآمد/ مالیات ارزش افزوده/ مالیاتهای تکلیفی و ...}
- خواب سرمایه اولیه در زمان تولید
- هزینههای آموزش و پشتیانی و نگهداری و توسعه محصول {با توجه به دشواریهای دریافت هزینههای پشتیبانی از مشتری برای نگهداری سیستمها، هزینههای نگهداری و توسعه محصول را در بخش هزینههای تولید در نظر گرفتم، در مورد هزینههای پشتیبانی و نقش آن در قیمتگذاری محصول مطلب جداگانهای متتشر خواهم کرد.}
دوم
پارامتر کیفیت، امکانات و نوآوری: این که یک محصول چه نامی دارد مهم نیست، مهم این است که چه کیفیتی دارد و چه ویژگیهایی را پوشش میدهد، آیا در تولید آن نوآوری شده است؟ آیا ویژگیهای منحصر به فردی دارد که دیگر محصولات مشابه آن را ندارند؟ آیا از خدمات پشتیبانی خوبی برخوردار است؟ آیا این محصول توسعه مییابد؟ آیا اگر مشتری نیاز جدید احساس کند به برنامه اضافه میشود یا باید به فکر خرید نرمافزار دیگری بیافتد؟ و هزار آیای دیگر که میتواند در سطح کیفی یک محصول دخیل باشد. دو محصول نرمافزاری را میشناسم با نام یکسان «نرمافزار جامع حسابداری و فروش» یکی ۲۰ هزار تومان و دیگری ۲۰ میلیون تومان. آیا هر دو یک کیفیت دارند آیا هر دو امکانات مشابه دارند، آیا هر دو خدمات پشتیبانی یکسانی دارند؟ واضح است که پاسخ منفی است اما این به این معنا نیست که محصول گرانتر محصول بهتری است، مشکل اینجاست که این اختلاف قیمتها {البته نه این اندازه!} پارامترهای وابسته بسیار دیگری نیز دارند. به عنوان مثال نرمافزار فروش و حسابداری که با دو برنامه نویس در یک شرکت کوچک در عرض دو ماه تولید می شود با نرمافزار فروش و حسابداری شرکتی که ده برنامه نویس و ۵ تحیلگر و مدیر پروژه و ... در طول یکسال پس از تست و رفع اشکالات پیاپی و مستندات دقیق و کامل تولید میکنند، هم در هزینههای اولیه و هم در کیفیت تفاوتهای چشمگیری دارد.
سوم پارامتر بازار هدف و قدرت خرید مشتری: واضح است محصولی که بازار هدفش کارخانههای صادرکننده موادغذایی است با محصولی که بازار هدفش کسبوکارهای کوچک است میتواند تفاوتهای قیمتی چشمگیری داشته باشد. این به آن معنا نیست که قیمت را برای مشتری توانمند بالا ببریم به این معنی است که برای بقا گاهی مجبوریم قیمت را آنقدر پایین بیاوریم که مشتریان کوچک هم توان خرید داشته باشند.
چهارم پارامتر رقبا و محصولات مشابه: وقتی محصولی داریم با کیفیت بسیار بهتر از رقبا و امکانات بسیار بیشتر، غیرممکن نیست اما سخت است که بتوانیم آن را با قیمتی بیش از رقبا بفروشیم. مخصوصا اگر رقبایی داشته باشیم که از ما قدیمیتر باشند و مشتریان زیادی را در بازار غیررقابتی از قبل به دست آورده باشند.
پنجم پارامتر شرایط تولیدکننده ، اینکه خود تولید کننده محصول در چه جایگاهی قرار دارد نکته بسیار حایز اهمیتی است.
- اعتبار و اندازه شرکت {به عنوان مثال یک شرکت معتبر و شناخته شده با چندین و چند محصول متفاوت و با بیش از ده سال سابقه کار و مشتریان بیشمار قدرت و توان بیشتری برای قیمت گذاری دارد تا یک شرکت نوپا با همان محصول و حتی با کیفیت بسیار بهتر}
- چابکی، بهروز بودن و انعطافپذیری {درست است که شرکتهای قدیمی اعتبار و توانایی زیادی برای فروش با قیمت بالاتر دارند اما در عوض انعطاف کمتر و سرعت پایینتر دارند و شروع هر حرکت تازهای به دلیل بزرگ بودنشان بسیار پرهزینه خواهد بود لذا شرکتهای کوچک هزینههای تولید بسیاری کمتری دارند که در قیمت گذاری هم تاثیرگذار خواهد بود، ضمن اینکه شرکتهای بزرگ معمولا از تکنولوژی روز عقبتر هستند.}
- شرکا، سرمایهگذاری اولیه و انتظارت مالی {اینکه چقدر سرمایهگذاری اولیه شده است و شرکا چه توقعاتی از برآورده شدن انتظارات مالی دارند در تصمیمگیری تاثیرگذار خواهد بود}
- توانایی بازاریابی و فروش، اگر تیم فروش یک شرکت توان بالایی در فروش محصول داشته باشد مجبور نیست برای به دست آوردن مشتری از طریق پایین آوردن قیمت کار کند.
ششم
پارامتر اقتصاد و شرایط اجتماعی، از یک طرف بالا بودن نرخ تورم باعث بالارفتن هزینههای تولید و نگهداری میشود و از طرف دیگر توان خرید مشتری را پایین میآورد و نرمافزار را به یک محصول غیرضروری با اولویتی پایین تبدیل میکند، لذا با وجود وضعیت تورم بازار و کمبود نقدینگی نمیتوان به سادگی قیمت محصول را با بالا رفتن تورم و هزینهها بالا برد.
هفتم پارامتر رانت و رشوهخواری: نیاز به توضیح ندارد که رشوهدهندگان و رانتخواران کار سختی برای تعیین قیمتهای کلان ندارد و این موضوع رقابت را ناعادلانه و قیمتگذاری را برای دیگران سخت و پیچیده میکند.
میتوان پارامترهای بسیار دیگری را به این لیست اضافه کرد یا برخی از این پارامترهای اشاره شده را به بخش های بیشتری تقسیم کرد و مورد ارزیابی قرار داد، نکته مهم این است که باید برای قیمت گذاری تمام اینها را مدنظر داشت و قبل از آن باید یک تحقیق میدانی در مورد وضعیت بازار انجام داد که در ایران به دست آوردن این تحلیلها و تحقیقها به دلیل نبودن اطلاعات کافی و کمبود نیروهای متخصص کار بسیار سخت و زمانبری است.
چند روش کلی نیز برای قیمت گذاری مرسوم است:
- تولید سریع و کم هزینه محصول/ تعیین قیمت پایین برای آن/ عدم ارایه خدمات پشتیبانی هزینه بر/ با هدف کسب درآمد از فروش به تعداد بالا و با هزینه بسیار کم
- تولید سریع و کم هزینه محصول/ تعیین قیمت پایین برای آن/ تعیین هزینههای پشتیبانی بالا/ با هدف کسب درآمد از محل خدمات پشتیبانی
- تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت متوسط برای آن/ تعیین هزینههای پشتیبانی متوسط/ با هدف کسب درآمد از محل فروش و خدمات پشتیبانی
- تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت بالا برای آن/ تعیین هزینههای پشتیبانی پایین/ با هدف کسب درآمد از محل فروش
- تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت بالا برای آن/ تعیین هزینههای پشتیبانی بالا/ با هدف کسب درآمد از محل فروش و خدمات پشتیبانی با تعداد مشتری کم
قطعا پلانهای دیگری نیز وجود دارد که سعی می کنم در نوشته دیگری روشها و مزایا و معایب هر کدام را مقایسه کنم.