post موضوع: متفرقه,نیروی انسانی post بدون دیدگاه post ۶:۰۸ ب.ظ | نوشته شده توسط: امیر نام‌آور |

 

آقای مهندس آواژ مطلب بسیار با ارزشی در وبلاگ بهساد منتشر کرده اند تحت عنوان «تغییر هنجارهای کاری جامعه»، این مطلب ارزشمند و مطالب دوستان در ذیل این نوشته را از دست ندهید.

 

بهار امسال علاوه بر هوای مطبوع و بارندگی‌های پیاپی، برای ما حال و هوای دیگری هم داشت. به جز نرم‌افزار مالی و حسابداری جدید ایده که با پایان سال ۱۳۹۰ به بهره‌برداری رسیده بود و پس از تعطیلات نوروز برای مشتریان به‌روز‌رسانی شد، فرزند جدیدی در ایده‌گستران متولد شد که مولود ایده‌های تازه و تلاش شبانه روزی همکارانمان در بخش تولید و توسعه نرم‌افزار بود.

هرچند که برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در اردیبهشت ماه هر سال مهم‌ترین اتفاق برای اغلب مشتریان ما در صنف نشر کتاب است و پر ترافیک‌ترین روزهای کاری شرکت، اما فرزند جدید ایده‌گستران اتفاق جدید و فرخنده‌ایست که همزمان با برپایی نمایشگاه کتاب تهران راه جدید و متفاوتی را در ارایه خدمات تحت وب به علاقمندان کتاب و ناشران باز کرده است.

ایده‌ها و اهداف بسیاری برای سامانه جامع اطلاعات کتاب ایران (www.iranBookInfo.com) وجود دارد که در برنامه‌های کوتاه و میان مدت به بهره‌بردرای خواهد رسید. شاید دلیل اصلی رسیدن به این تصمیم‌ برای راه‌اندازی یک سامانه تحت وب با دردسرها و هزینه‌های فراوانِ نگهداری، به فقدان وجود یک مرجع کامل و کاربردی در صنف بزرگ ناشران کشور و خیل عظیم علاقمندان کتاب برمی‌گشت. پس از سالها کار در زمینه طراحی و توسعه نرم‌افزارهای کاربردی مبتنی بر ویندوز و وب در صنف بزرگ ناشران، کتابفروشی‌ها و مراکز پخش کتاب در کشور، همواره احساس می‌کردم که هیچ مرجع مفید، کامل و کاربردی در وب برای ساماندهی و اطلاع‌رسانی در کار کتاب وجود ندارد و سامانه اطلاعات کتاب ایران محصول این احساس و تلاش و ایده‌ها و حمایت‌های بسیار زیاد همکارانمان در شرکت ایده گستران است.

این سامانه اهداف زیادی را دنبال می‌کند که مهم‌ترین آنها

-         بازتاب اخبار و رخدادهای نشر کشور

-         ساماندهی اطلاعات مربوط به نشر، اطلاعات، فایل‌ها، اخبار، مقالات، تصاویر و نقدها و نظرهای کتاب

-         مرجعی برای جستجوی اطلاعات کتاب و امکان دریافت فهرست و تصاویر آن از سامانه

-         اطلاع‌رسانی از مراکز فروش کتاب در کلیه استان‌های کشور و لینک به سایت فروش ناشران

-         امکان برقراری ارتباط بین علاقمندان کتاب با ناشران و پدید‌آورندگان اثر

-         امکان پیگیری اخبار و رخدادها و نقدها و نظرات مرتبط به یک موضوع، نویسنده یا ناشر به صورت خودکار و اطلاع‌رسانی از طریق ایمیل و پیامک به علاقمندان

-         و جمع‌آوری هرگونه اطلاعاتی که به گونه‌ای به کتاب و پدید‌آورندگان و تولیدکنندگان آن مربوط می‌شود

 

ایده‌های بسیاری برای تبدیل سامانه به یک سرویس منحصر به فرد و کاربردی از نوع تعاملی برای علاقمندان کتاب داریم که به تدریج و با زمانبندی به سامانه افزوده خواهد شد. اما در این میان دو موضوع بسیار مهم وجود دارد که می‌تواند مسیر رسیدن به هدف این سامانه را کوتاه و طی مسیر را سریعتر کند، یکی همکاری ناشران کشور برای تکمیل هر چه سریعتر اطلاعات سایت و دیگری انتقال نقدها و نظرات کاربران سایت از طریق بازخورد یا ایمیل‌های سایت.

از همه کسانی که برای برپایی این سامانه همکاری کردند و می‌کنند سپاسگزارم، از همکارانم که با شور و شوق فراوان و انرژی تمام نشدنی تلاش می‌کنند و از مدیران انتشاراتی که برای شروع کار سامانه با ارسال اطلاعات خود نهایت همکاری را برای ثبت اطلاعاتشان در سایت مبذول داشتند.

واضح است که اطلاعات کتاب‌های مربوط به ناشران هر روز در حال اضافه شدن است. ضمن اینکه ناشرانی که قصد دارند اطلاعات خود را در سایت قرار دهند می‌توانند با مکاتبه با ایمیل info@iranBookInfo.com برای ثبت اطلاعات خود در سایت اعلام آمادگی کنند.

 

post موضوع: متفرقه,روابط عمومی post ۷ دیدگاه post ۱:۰۹ ب.ظ | نوشته شده توسط: امیر نام‌آور |

 

بر خلاف برخی از دوستان که با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی- اجتماعی حاکم بر این روزهای کشور کاملا به آنها حق می‌دهم خسته و نگران باشند (که من هم هستم)، اصلا دوست نداشتم سال ۹۰ تمام شود. البته نه به این علت که سال ۹۰ سال گل و بلبل بود و سال شکوفایی اقتصادی و بهره‌وری یا سال ثبات بود و آرامش. سال نود به تعبیر دوستان بازی در دقیقه نود بود در شرایطی که حریف سراسر حمله است و اگر نخواهی از کورس مسابقات حذف شوی باید کمی دوام بیاوری تا شاید زودتر سوت پایان به صدا درآید و بازی به وقت اضافه کشیده نشود، سوت پایان برای ما انجام تعهداتی بود که قولش‌ را پیش‌ترها به مشتریان داده بودیم ... اما ۹۰ سخت‌ترین سال برای ما بود، می‌توان به راحتی تعداد زیادی از ریسک‌ها و تهدیدها را در این سال برشمرد که نه تنها برای ما بلکه برای بسیاری از مراکز اقتصادی و به طور خاص‌تر شرکت‌های حوزه فناوری اطلاعات به کابوس روزها و شب‌هایشان تبدیل شده بود.

دیگر زمان زیادی تا پایان سال باقی نمانده است و با توجه به سرعت عقربه ها و روزها فکر می‌کنم دیگر باید آن را با ضمیر ماضی خطاب کنم ... نمی‌خواستم سال تمام شود زیرا قول‌هایی داده بودیم که باید پیش از به پایان رسیدن سال ۹۰ (بخوانید دقیقه ۹۰) عمل می کردیم، زیرا نمی‌خواستیم وعده‌ای را که برای امسال به مشتریان داده بودیم به سال بعد (وقت‌های اضافه) موکول شود... شاید هرگز مشتریان در جریان فشارها و اتفاقات پشت پرده که بر ما تحمیل می‌شود قرار نگیرند – دلیلی هم ندارد که بگیرند- اما مطمئن‌ام که از نتیجه کار خشنود خواهند شد و همین خستگی این روزهای سخت را از تنمان به در می‌کند.

همان‌طور که به مشتریان وعده داده بودیم، در سال ۹۰ سیستم مالی جدید شرکت آماده بهره‌برداری و در هفته پایانی سال برای چند تن از مشتریان نصب و راه اندازی شد. با توکل به خدا از ۱۵ فروردین ماه سال ۹۱ نیز سیستم مشتریانی که تمایل داشته باشند نرم‌افزار مالی خود را به این نسخه ارتقا دهند به تدریج و مطابق یک برنامه منظم به‌روزرسانی خواهد شد.

در مورد ویژگی‌های منحصر به فرد سیستم مالی جدید بیشتر خواهم نوشت فقط همین‌قدر توضیح دهم که می‌توانم ادعا کنم این نرم‌افزار مالی یکی از پیشرفته‌ترین، سریع‌ترین و آسان‌ترین نرم‌افزارهای مالی خواهد بود که در ایران تولید شده است و امیدوارم امکانات و قابلیت‌های منحصربه‌فرد آن لبخند رضایت را بر لبان حسابداران، مدیران و مشتریان عزیزمان بنشاند.

از همکاران بسیار عزیزم که در این ماههای پایانی سال با همتی تمام نشدنی و به شکلی خستگی‌ناپذیر تلاش نمودند تا این محصول در موعد مقرر آماده شود تشکر می‌کنم و برای تمامی همکارانم که می‌دانم قلب تک‌تک‌اشان برای موفقیت شرکت ایده گستران می‌تپد و خانواده‌های محترمشان ضمن تبریک سال نو آرزوی سلامتی، موفقیت و شادکامی دارم.

همچنین فرارسیدن فصل رویش و آفرینش را به تمامی مشتریان که بی‌شک بخشی از خانواده «ایده‌گستران» هستند تبریک می‌گویم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و پیروزی داشته باشند، و آرزو می‌کنم بتوانیم در سال ۹۱ با محصولات و خدمات خود به کسب و کار آنها رونق و تحول بهتر بخشیم... تا خدا چه خواهد ...

امیر نام‌آور

post موضوع: استخدام post بدون دیدگاه post ۱۲:۵۳ ب.ظ | نوشته شده توسط: امیر نام‌آور |

جهت تکمیل نیروی انسانی شرکت از کسانی که در زمینه زیر تخصص داشته باشند دعوت به همکاری می‌کنم:

 

عنوان شغلی: طراح وب

تخصص‌ها:

تسلط کامل به CSS, HTML, JavaScript, jQuery

آشنایی با PhotoShop و طراحی گرافیکی سایت

 

نکته: آشنایی با Sql Server  و  #ASP.NET , C امتیاز محسوب می‌شود.

 

ویژگی‌های فردی:


  1. متعهد و منظم

  2. علاقه‌مند به یادگیری و کارگروهی

  3. علاقه به کار موردنظر

  4. ترجیحا ساکن شهر کرج


ویژگی‌های شغلی:

  1. خانم یا آقا

  2. استخدام به صورت تمام وقت

  3. بیمه

  4. حقوق توافقی با توجه به توانایی فرد


 

دوستانی که مایل به همکاری باشند می‌توانند با ما تماس بگیرند (شماره‌های تماس) و یا رزومه خود را به نشانی info@ideGostaran.com یا شماره‌های فکس شرکت ارسال نمایند.

 

post موضوع: کسب و کار نرم افزار post یک دیدگاه post ۱۲:۰۵ ق.ظ | نوشته شده توسط: محمد متین‌پور |

این روزها قیمت هر چیزی رو که می‌پرسیم متوجه افزایش چشم گیر قیمتش می‌شیم، از کالاهای الکترونیکی مثله موبایل و پرینتر و غیره گرفته تا البسه و روغن ماشین و عینک و کاسه بشقاب آشپزخونه....!

جالبه که همه فروشنده‌ها، در پاسخ به این سئوال که «تو این مدت کم، چرا این کالا اینقدر گرون شده؟» یک پاسخ دارند و اونم چیزی نیست جز: «دلار گرون شده! مگه از قیمت دلار خبر نداری؟!!»

کسی ندونه فکر می‌کنه طرف مادرزاد دلار فروش بوده و یا همیشه قبل از اینکه در مغازاش رو باز کنه، سالهاست که کسب و کارشو با  قیمت دلار به روز می‌کنه...!

جالبه که ما نرم‌افزاری‌ها در این مورد نیز دچار مشکلیم و بهانه‌ایی برای افزایش قیمت محصولمون نمی‌تونیم داشته باشیم. چون از قدیم گفتن: کالای ما نرم‌افزاره! Material نداره که....!!

پس از نظر مشتریان، افزایش قیمت نرم‌افزار مثله همیشه، توجیهی نخواهد داشت!

برای همین ،خیلی خونسرد می‌شینیم و با افزایش روز به روز قیمت دلار، شاهد افزایش قیمت کالاهای شرکت‌های غیر نرم‌افزاری می‌شیم.

 

شاد باشید.

محمد متین‌پور

 

اگر پیش از این مطالب مرتبط با این بحث را دنبال نکرده‌اید لطفا پس از مرور نوشته های زیر ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید (ترتیب مطالعه مطالب اهمیت دارد).

تلاشی برای قیمت‌گذاری محصول نرم‌افزاری(۱)

قیمت گذاری نرم‌افزار- درآمد و هزینه

قیمت گذاری نرم افزار- به دست آوردن قیمت تمام شده

آنسوی برآورد قیمت نرم‌افزار

قیمت گذاری نرم افزار- تعیین قیمت پایه فروش با نیم نگاهی به سود

 

انقدر دوستان دقیق و سنجیده مطالب را دسته بندی کرده‌اند و نوشته‌اند که نوشتن در این زمینه را برای هر کسی دشوار می‌کند لذا به عنوان حاشیه‌ای بر متن نکته‌ای را اشاره می‌کنم که فکر می‌کنم کمی در این میان جای بحث و بررسی بیشتر دارد: نقش پارامتر زمان و تعداد تخمینی فروش در محاسبه قیمت تمام شده و سود.

فرض کنید هزینه‌های یک محصول را به دو نوع عمده تقسیم کنیم یکی هزینه های تولید اولیه (مطابق فرمول ارایه شده توسط اقای واحد در این نوشته) و دیگری هزینه‌های نگهداری، توسعه و جاری محصول (مثل هزینه‌های بازاریابی، تبلیغات، آموزش و ... ). قطعا محاسبه هزینه تولید اولیه پس از تولید (با کمی خطای احتمالی) خیلی کار سختی نیست اما پیچیدگی کار جایی خودش را نشان می دهد که بخواهیم برای هزینه‌های نوع دوم عددی را به دست آوریم. به دست آوردن این عدد ارتباط بسیاری زیادی با پارامترهای تعداد فروش و زمان دارد. به عنوان مثال اگر تعداد Q تا از محصول را بتوانیم در بازه زمانی t بفروشیم یا همین تعداد را در بازه زمانی t/2 بفروشیم قاعدتا در هزینه‌ها و سود کسب شده تغییرات زیادی حاصل می‌شود. لذا فکر می‌کنم یکی از بزرگترین سوالاتی که باید در زمان قیمت گذاری یک محصول از خود بپرسیم این است که انتظار داریم چه تعداد از این محصول را در چه بازه زمانی بفروشیم؟ هر چقدر تخمین ما در زمان پاسخ دادن به این پرسش دقیق‌تر باشد قاعدتا قیمتی که می‌توانیم برای این محصول تعیین کنیم بسیار دقیق‌تر و نزدیک‌تر به واقعیت خواهد بود. و حالا می‌توانیم با دخالت دادن پارامترهای دیگر مثل انتظار سود شرکا، خواب سرمایه اولیه، شرایط اقتصادی بازار، رقبا و ... به یک عدد درست و منطقی برسیم.

اما از کجا بدانیم که چند نسخه از محصول A را در چه بازه زمانی می‌توانیم بفروشیم!؟

برای این منظور باید از مسایل زیر اطلاعات دقیقی داشته باشیم و تلفیقی از تجربه و تعقل را هم چاشنی آن کنیم:




  1. آگاهی  از ویژگی‌های دقیق بازار هدف {مثل قدرت خرید بازار، فراوانی، پیچیدگی کسب وکار بازار هدف و میزان اهمیت محصول ما برای آن، سطح فرهنگی بازار در استفاده از  نرم‌افزار و ... }

  2. آگاهی از وضعیت رقبا {تعداد رقبا، کیفیت محصولاتشان، سهمی که از بازار دارند و نقاط ضعف و قوتشان}

  3. آگاهی از توانایی در بازاریابی، تبلیغات و فروش {توان مالی ما برای انجام امور مربوط به تبلیغات و بازاریابی چقدر است و آیا تیم فروش ما با توجه به شرایط بازار می‌تواند تعداد مشخصی از محصول را در زمان مشخص به فروش برساند}



مشکلات زیادی بر سر راه شناخت و تحلیل بازار هدف در ایران وجود دارد که به برخی از آنها در زیر اشاره‌ای شده است:

معمولا وقتی به یک کسب‌و‌کار که خودمان در آن تخصص نداریم از بیرون نگاه می‌کنیم یک تله ذهنی ما را شدیدا تهدید می‌کند، ما معمولا زیبایی‌ها و سودهای هر کاری را در وهله اول مشاهده می‌کنیم و شاید هرگز بسیاری از مخاطرات و مشکلات و دردسرهای یک کار را از بیرون نتوانیم شناسایی کنیم. به عنوان مثال بارها پیش خودمان فکر کرده‌ایم یا از دیگران شنیده‌ایم که فلان مغازه که کالای X را به قیمت Y می فروشد لابد خیلی برای آن کالا هزینه کرده باشد Z تومان است حداکثر ماهی هم W تومان هزینه مغازه‌اش هست پس هیچی در نیاورد ماهی Q میلیون سود می‌کند! قطعا این تحلیل، تحلیل سراسر اشتباهی است. حالا اگر در تخمین وضعیت بازار و شناخت آن قبل از تولید یا پس از تولید و در زمان قیمت‌گذاری محصول در چنین تله‌ای گرفتار شویم قطعا چیزی تولید می‌کنیم که آن را یا نمی‌توانیم بفروشیم یا نمی‌توانیم به تعداد و قمیت مورد انتظارمان در زمان مشخص بفروشیم.

در کشورهای پیشرفته تقریبا اطلاعات زیادی در مورد همه چیز وجود دارد، وقتی شما می‌خواهید برای یکی از مشاغل، نرم‌افزار کاربردی تولید کنید، به راحتی از طریق مراکز صنفی، و مراکز اطلاعات عمومی، می‌توانید دریابید که نرم‌افزارهای مشابه آنچه شما در نظر دارید در این صنف وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد چه کسانی آنها را تولید می کنند یا می‌فروشند و چه قیمتی دارند. می‌توانید بفهمید چند درصد از صاحبان مشاغل مربوطه به این نرم‌افزارها مجهز هستند و اصلا این نرم‌افزارها چه امکاناتی دارند و آیا تمام نیازهای مشتری را پوشش می‌دهند یا نه. از طرفی می توانید وسع مالی مشتریان بازار هدف را بسنجید.

اما اینجا اگر به فرض بخواهید نرم‌افزاری برای یکی از اصناف تولید کنید، با چند مشکل مواجهید اول اینکه بسیاری از مشاغل اصلا شورای صنفی ندارند، اگر دارند شورای صنفی آمار دقیقی از مشاغل زیرمجموعه و مراکز تحت پوشش‌اش ندارد و اگر دارد اطلاعاتش را به شما نمی‌دهد مگر اینکه به بندهای پ مجهز باشید! دوم اینکه اگر برای انجام تحقیقات میدانی بروید و بخواهید از چند نفر از صاحبان مشاغل به عنوان برشی از جامعه آماری صحبت کنید و اطلاعات بگیرید معمولا یا اطلاعات نمی دهند یا اطلاعات کاملا غلط می دهند به دلیل اینکه هرچقدر هم قسم خدا و قرآن بخورید که برای تحقیقات میدانی امکان سنجی تولید یک محصول نرم‌افزاری این اطلاعات را می‌خواهید باز هم پیش خودشان فکر می‌کنند یا مامور مخفی اداره دارایی هستید یا رقیبی هستید که می‌خواهید نقاط قوت و ضعف وی را بیابید و برعلیه اش استفاده کنید!

در مورد کتاب‌های اطلاعات عمومی نیز وضعیت بهتر از این نیست، معمولا کتاب‌هایی که اطلاعات مشاغل را جمع‌آوری می‌کنند یا خیلی سطحی و مختصر هستند که بخش بزرگی از بازار را نادیده گرفته‌اند یا آنقدر اطلاعاتشان قدیمی است که نیمی از شماره‌های تماس‌اشان تغییر یافته است یا آنقدر اشتباه تایپی و بی‌دقتی در ثبت اطلاعات دارند که نشانی‌هایشان خیلی دقیق و درست نیست و بسیاری از مرسولات تبلیغاتی‌اتان برگشت می‌خورد.

استفاده از نظرسنجی و طرح پرسشنامه برای اطلاع از نظر صاحبان مشاغل برای تولید یک نرم‌افزار هم به جایی نخواهد رسید، زیرا معمولا کسی پرسشنامه شما را نمی‌خواند تا چه برسد به اینکه آن را تکمیل نماید و با اطلاعات صحیح شما را راهنمایی نماید.

از طرفی معمولا در کشورهای توسعه یافته این طور نیست که به طور هفتگی شرکت های نرم‌افزاری به وجود بیایند و از بین بروند و هفته بعد یک سری دیگر از راه برسند، معمولا آنجا شرکت‌های بزرگی کار را در دست دارند که نهایتا شرکت‌های کوچک‌تر به عنوان فروشنده یا زیرمجموعه آنها فعالیت می کنند لذا آگاهی از قیمت، تعداد، نوع، کیفیت و امکانات محصولات رقبا کار سختی نیست. اما اینجا مشکل بزرگ این است که شاید در زمانیکه شما احساس کردید همه چیز خوب است و محیای تولید یک محصول نرم‌افزاری با ضریب احتمال فروش بالا شدید، تا شما مشغول تولید هستید چند نفری زودتر از شما اقدام کرده باشند و وقتی کار را تمام کردید چند تا رقیب تازه نفس داشته باشید که اصلا پیش‌بینی حضور آنها را نکرده‌اید و حالا خوش‌بینانه (اگر هنوز خیلی دیر نشده باشد) باید بخش عمده ای از بازار را با آنها تقسیم کنید.

لذا با توجه به دشواری کسب اطلاعات دقیق از بازار هدف در ایران، فکر می‌کنم برای تخمین اینکه چه تعداد از یک نرم‌افزار را می‌توانیم در چه بازه زمانی به فروش برسانیم به مقدار زیادی تجربه و ذکاوت، کمی سعی و خطا و مقدار لازم شانس نیاز داریم.


 

 

لطفا قبل از خواندن این مطلب، نوشته مهندس علی واحد را تحت عنوان «قیمت گذاری نرم افزار- از کجا شروع کنیم؟» بخوانید.

شاید یکی از پیچیده ترین بخش‌های تولید یک محصول نرم‌افزاری – به ویژه در کشور ما- بخش مربوط به قیمت‌گذاری محصول باشد. برای تولید یک محصول نرم‌افزاری در بخش‌های مختلف آن با پارامترهای مشخصی طرف هستیم که کم و بیش قابل پیش‌بینی و تخمین هستند، به عنوان مثال معمولا شرکت‌های نرم‌افزاری از متدولوژی و ابزارهای مشخصی برای تولید استفاده می‌کنند که نسبت به آن آشنایی و تجربه کافی دارند و غالب این پارامترها منابع درونی دارند یعنی هر شرکت با توجه به نیروی انسانی، ابزارها و تجربه‌های پیشین روش مشخصی را در پیش می‌گیرد {نهایتا مسایلی مانند تهیه سخت‌افزارهای خاص یا ابزارهای خاصی که در دسترس نیستند یا درخواست خاص مشتریان برای استفاده از روشهای کمتر تجربه شده، پارامترهای خارجی را تشکیل می‌دهند}. اما موضوع قیمت‌گذاری محصول، موضوع دیگری است.

تفاوت بسیار ویژه‌ای که باید در قیمت گذاری یک محصول نرم‌افزاری در نظر داشت تفاوت آن با دیگر تولیدات است به گونه‌ای که در تولید دیگر محصولات هزینه‌های مواد اولیه و مصرفی در قیمت دخیل هستند که در نرم‌افزار تقریبا صفر است در عوض در نرم‌افزار وضعیت پشتیبانی و نگهداری از محصول بسیار متفاوت‌تر از دیگر محصولات تولیدی است و هر نرم‌افزار پس از تولید و فروش تازه وارد چرخه جدیدی می‌شود. فروش یک محصول نرم‌افزاری به معنای پایان معامله یک محصول با یک مشتری نیست، لذا فکر می کنم در قیمت گذاری یک محصول نرم‌افزاری سیاست‌های پشتیبانی و توسعه محصول نقش مهمی در قیمت‌گذاری آن ایفا می‌کنند.

اگر بخواهیم از تولید شروع کنیم شاید مهم‌ترین مساله در قیمت گذاری، بازار هدف باشد و اینکه هدف ما از تولید این محصول چه بوده و قرار است چه سودی را برای ما برگرداند. قاعدتا اگر در زمان استارت زدن تولید محصول این ویژگی‌ها را به درستی شناسایی نکرده باشیم و بدون تحلیل اولیه از سطح بازار، رقبا و هدفمان کار را شروع کنیم در پایان کار روزهای سختی برای تعیین قیمت محصول و فروش آن خواهیم داشت. من فکر می‌کنم اگر از ابتدا برآورد کنیم که می‌خواهیم چه محصولی را برای چه نیازی از بازار و با چه قیمتی تولید کنیم هم در زمان تولید و هم پس از اتمام کار و زمان قیمت‌گذاری بخش زیادی از راه را رفته ایم و بسیاری از سیاست‌گذاری‌هایمان از پیش تعیین شده است.

اگر بخواهیم به طور کلی روند قیمت گذاری در بازار فعلی ایران را در نظر بگیریم باید به چند پارامتر زیر دقت ویژه‌ای داشته باشیم اول پارامتر هزینه‌ها که قاعدتا بخش مهمی از سیاست‌های قیمت‌گذاری بر محصول را در بر می‌گیرد. می‌توان برخی از هزینه‌های عمومی و نرمال برای تولید یک نرم‌افزار را به شکل زیر برشمرد:


  • هزینه نیروی انسانی {حقوق و مزایا/ بیمه/سنوات/پاداش/آموزش مداوم/ریسک‌های ترک‌کار و جایگزینی نیرو و ... که در بخش های مدیریت پروژه/ تحلیل و طراحی/ برنامه نویسی/ تست و دیباگ/ تولید مستندات/ آموزش/ پشتیانی و ... فعالیت خواهند کرد.}

  • هزینه محیط کار و دفتر و تجهیزات اداری و جاری {اجاره یا خرید دفتر/ میزوصندلی و ملزومات اداری/امکانات رفاهی/ نظافت/ شارژ/ برق و مخابرات و ...}

  • هزینه سخت‌افزار{هزینه اولیه به اضافه استهلاک و نیاز مفرط به روز شدن آن در یک شرکت نرم‌افزاری و نیاز به سخت افزارهای خاص در پروژه‌های وابسته به سخت‌افزار}

  • هزینه نرم‌افزار {هزینه خرید ابزار یا کتابخانه‌های مورد نیاز /که در صورت عدم رعایت حقوق کپی رایت تقریبا صفر است!}

  • هزینه تبلیغات و بازاریابی

  • هزینه مالیات‌ {مالیات بردرآمد/ مالیات ارزش افزوده/ مالیات‌های تکلیفی و ...}

  • خواب سرمایه اولیه در زمان تولید

  • هزینه‌های آموزش و پشتیانی و نگهداری و توسعه محصول {با توجه به دشواری‌های دریافت هزینه‌های پشتیبانی از مشتری برای نگهداری سیستم‌ها، هزینه‌های نگهداری و توسعه محصول را در بخش هزینه‌های تولید در نظر گرفتم، در مورد هزینه‌های پشتیبانی و نقش آن در قیمت‌گذاری محصول مطلب جداگانه‌ای متتشر خواهم کرد.}


دوم پارامتر کیفیت، امکانات و نوآوری: این که یک محصول چه نامی دارد مهم نیست، مهم این است که چه کیفیتی دارد و چه ویژگی‌هایی را پوشش می‌دهد، آیا در تولید آن نوآوری شده است؟ آیا ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که دیگر محصولات مشابه آن را ندارند؟ آیا از خدمات پشتیبانی خوبی برخوردار است؟ آیا این محصول توسعه می‌یابد؟ آیا اگر مشتری نیاز جدید احساس کند به برنامه اضافه می‌شود یا باید به فکر خرید نرم‌افزار دیگری بیافتد؟ و هزار آیای دیگر که می‌تواند در سطح کیفی یک محصول دخیل باشد. دو محصول نرم‌افزاری را می‌شناسم با نام یکسان «نرم‌افزار جامع حسابداری و فروش» یکی ۲۰ هزار تومان و دیگری ۲۰ میلیون تومان. آیا هر دو یک کیفیت دارند آیا هر دو امکانات مشابه دارند، آیا هر دو خدمات پشتیبانی یکسانی دارند؟ واضح است که پاسخ منفی است اما این به این معنا نیست که محصول گران‌تر محصول بهتری است، مشکل این‌جاست که این اختلاف قیمت‌ها {البته نه این اندازه!} پارامترهای وابسته بسیار دیگری نیز دارند. به عنوان مثال نرم‌افزار فروش و حسابداری که با دو برنامه نویس در یک شرکت کوچک در عرض دو ماه تولید می شود با نرم‌افزار فروش و حسابداری شرکتی که ده برنامه نویس و ۵ تحیل‌گر و مدیر پروژه و ... در طول یکسال پس از تست و رفع‌ اشکالات پیاپی و مستندات دقیق و کامل تولید می‌کنند، هم در هزینه‌های اولیه و هم در کیفیت تفاوت‌های چشمگیری دارد.

سوم پارامتر بازار هدف و قدرت خرید مشتری: واضح است محصولی که بازار هدفش کارخانه‌های صادر‌کننده موادغذایی است با محصولی که بازار هدفش کسب‌وکارهای کوچک است می‌تواند تفاوت‌های قیمتی چشمگیری داشته باشد. این به آن معنا نیست که قیمت را برای مشتری توانمند بالا ببریم به این معنی است که برای بقا گاهی مجبوریم قیمت را آنقدر پایین بیاوریم که مشتریان کوچک هم توان خرید داشته باشند.

چهارم پارامتر رقبا و محصولات مشابه: وقتی محصولی داریم با کیفیت بسیار بهتر از رقبا و امکانات بسیار بیشتر، غیرممکن نیست اما سخت‌ است که بتوانیم آن را با قیمتی بیش از رقبا بفروشیم. مخصوصا اگر رقبایی داشته باشیم که از ما قدیمی‌تر باشند و مشتریان زیادی را در بازار غیررقابتی از قبل به دست آورده باشند.

پنجم پارامتر شرایط تولید‌کننده ، اینکه خود تولید کننده محصول در چه جایگاهی قرار دارد نکته بسیار حایز اهمیتی است.


  • اعتبار و اندازه شرکت {به عنوان مثال یک شرکت معتبر و شناخته شده با چندین و چند محصول متفاوت و با بیش از ده سال سابقه کار و مشتریان بی‌شمار قدرت و توان بیشتری برای قیمت گذاری دارد تا یک شرکت نوپا با همان محصول و حتی با کیفیت بسیار بهتر}

  • چابکی، به‌روز بودن و انعطاف‌پذیری {درست است که شرکت‌های قدیمی اعتبار و توانایی زیادی برای فروش با قیمت بالا‌تر دارند اما در عوض انعطاف کمتر و سرعت پایین‌تر دارند و شروع هر حرکت تازه‌ای به دلیل بزرگ بودنشان بسیار پرهزینه خواهد بود لذا شرکت‌های کوچک هزینه‌های تولید بسیاری کمتری دارند که در قیمت گذاری هم تاثیرگذار خواهد بود، ضمن اینکه شرکت‌های بزرگ معمولا از تکنولوژی روز عقب‌تر هستند.}

  • شرکا، سرمایه‌گذاری اولیه و انتظارت مالی {اینکه چقدر سرمایه‌گذاری اولیه شده است و شرکا چه توقعاتی از برآورده شدن انتظارات مالی دارند در تصمیم‌گیری تاثیرگذار خواهد بود}

  • توانایی بازاریابی و فروش، اگر تیم فروش یک شرکت توان بالایی در فروش محصول داشته باشد مجبور نیست برای به دست آوردن مشتری از طریق پایین آوردن قیمت کار کند.


ششم پارامتر اقتصاد و شرایط اجتماعی، از یک طرف بالا بودن نرخ تورم باعث بالارفتن هزینه‌های تولید و نگهداری می‌شود و از طرف دیگر توان خرید مشتری را پایین می‌آورد و نرم‌افزار را به یک محصول غیرضروری با اولویتی پایین تبدیل می‌کند، لذا با وجود وضعیت تورم بازار و کمبود نقدینگی نمی‌توان به سادگی قیمت محصول را با بالا رفتن تورم و هزینه‌ها بالا برد.

هفتم پارامتر رانت و رشوه‌خواری: نیاز به توضیح ندارد که رشوه‌دهندگان و رانت‌خواران کار سختی برای تعیین قیمت‌های کلان ندارد و این موضوع رقابت را ناعادلانه و قیمت‌گذاری را برای دیگران سخت و پیچیده می‌کند.

 

می‌توان پارامترهای بسیار دیگری را به این لیست اضافه کرد یا برخی از این پارامترهای اشاره شده را به بخش های بیشتری تقسیم کرد و مورد ارزیابی قرار داد، نکته‌ مهم این است که باید برای قیمت گذاری تمام اینها را مدنظر داشت و قبل از آن باید یک تحقیق میدانی در مورد وضعیت بازار انجام داد که در ایران به دست آوردن این تحلیل‌ها و تحقیق‌ها به دلیل نبودن اطلاعات کافی و کمبود نیروهای متخصص کار بسیار سخت و زمان‌بری است.

چند روش کلی نیز برای قیمت گذاری مرسوم است:

-         تولید سریع و کم هزینه محصول/ تعیین قیمت پایین برای آن/ عدم ارایه خدمات پشتیبانی هزینه بر/ با هدف کسب درآمد از فروش به تعداد بالا و با هزینه بسیار کم

-         تولید سریع و کم هزینه محصول/ تعیین قیمت پایین برای آن/ تعیین هزینه‌های پشتیبانی بالا/ با هدف کسب درآمد از محل خدمات پشتیبانی

-         تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت متوسط برای آن/ تعیین هزینه‌های پشتیبانی متوسط/ با هدف کسب درآمد از محل فروش و خدمات پشتیبانی

-         تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت بالا برای آن/ تعیین هزینه‌های پشتیبانی پایین/ با هدف کسب درآمد از محل فروش

-         تولید محصول با کیفیت/ تعیین قیمت بالا برای آن/ تعیین هزینه‌های پشتیبانی بالا/ با هدف کسب درآمد از محل فروش و خدمات پشتیبانی با تعداد مشتری کم

قطعا پلان‌های دیگری نیز وجود دارد که سعی می کنم در نوشته دیگری روش‌ها و مزایا و معایب هر کدام را مقایسه کنم.

 

 

 

اتفاقات مهم زیادی برای یک خانواده می‌تواند بهانه‌ای شود برای برگزاری یک جشن سالگرد خانوادگی، مثل سالگرد‌های آشنایی، ازدواج، تولد و غیره.  اما برای یک شرکت نرم‌افزاری شاید هیچ اتفاقی مهم‌تر از سالگرد تاسیس آن نباشد، اتفاقی که تصمیم‌گیری برای شروع آن می‌تواند گام نهادن در مسیر پر فراز و نشیب و پر دردسری باشد که زوایای پنهان آن هرگز در شروع کار قابل پیشی‌بینی نیست… فکر می‌کنم برای افرادی مثل ما که یک‌سری آدم فنی فقط با تجربه فنی خود شروع به کار می کنند ماندن و ادامه دادن، کار بسیار سخت و پیچیده‌ای است، سالهای اول و دوم به خاک خوردن و سعی و تلاش بی وقفه و کسب تجربه می‌گذرد و فقط صبر و پایداری و اعتماد بین شرکا می‌تواند ادامه مسیر را ممکن سازد، و سالهای سوم و چهارم زمانیست سرنوشت ساز برای کسانی که با برنامه‌های کوتاه مدت حالا دیگر به ثبات نسبی رسیده اند و باید بر روی برنامه‌های بلند سرمایه گذاری نمایند، و سال پنجم باید سال شکوفایی باشد ...

خدا را شکر می‌کنم به چند دلیل:

-         نخست به دلیل لطف بی‌واسطه و بی‌وقفه ای که در تمام این سالها به من و شرکت ایده گستران داشته است… همیشه به خواست او از کنار تمام خطراتی که ممکن بود پر پرواز آرزوهای ما به راحتی بسوزاند به سلامت گذشتیم.

-         دوم به خاطر شرکایی که دارم... می‌دانم شراکت با دو نفر جوان مثل خودم با تجربیاتی مشابه من چقدر سخت و پیچیده است، اما گذشت و اعتماد و صبر این دوستان هرگز هیچ بهانه‌ای برای هیچ‌کس و  هیچ‌چیز که بتواند حرکت ما را منحرف کند باقی نگذاشت.

-         سوم به خاطر همکارانی که دارم... این اغراق نیست اگر بگویم در تمام این پنج سال هرگز هیچ همکار بدی نداشتم، هیچ کس که اخلاق اجتماعی و حرفه‌ای را رعایت نکند، هیچ کس که با روح کاری شرکت سازگار نباشد، هیچ کس که حاشیه داشته باشد، هیچ کس که منافع شخصی‌اش از شرکت برایش مهم‌تر باشد...

اما احساس می‌کنم تازه سخت ترین روزهای شرکت در پیش است، این که پنج سال بی‌وقفه و بدون استراحت، شبانه‌روز کار کردیم درست، این‌که مشتریان وفادار بسیاری داریم و محصولات با کیفیت کافی درست، اما فکر می‌کنم کار ما تازه شروع شده است، تازه در ابتدای راهیم و روزهای سخت و پرفراز و نشیب زیادی را در پیش خواهیم داشت، تازه کودک ما پنج ساله است و از سال بعد باید به پیش دبستانی برود ... روزهای زیادی تا بلوغ مانده است ….

به هر حال شروع سال ششم فعالیت شرکت را با حضور همکاران جشن گرفتیم و برای مشتریان تخفیف‌های بسیار خوبی در نظر گرفتیم، اگر فرصتی شد از تجربیات این پنج سال خواهم نوشت …

 

post موضوع: تبلیغات post ۳ دیدگاه post ۱۲:۳۱ ق.ظ | نوشته شده توسط: محمد متین‌پور |

عصر پنجشنبه گذشته مورخ ۱۹ آبان ۹۰، پنج سالگی شرکت ایده گستران رو با جمعی از همکاران جشن گرفتیم.

در این پنج سال فراز و نشیب‌های زیادی رو پشت سر گذاشتیم و به خواست خدا ما هم تونستیم جز یکی دو درصد شرکتی باشیم که بعد از گذشت پنج سال از تاسیس شون در ایران، منحل نمی‌شن و باقی می‌مونن. در این جشن تمامی پرسنل شرکت حضور داشتن و مراسم خیلی گرم و صمیمی برگزارشد.

در این مراسم درباره چشم‌اندازهای شرکت صحبت کوتاهی شد و فرصتی شد که پرسنل به فراخور مدت زمانی که در شرکت سابقه داشتند خاطرات خودشونو برای بقیه بگن. امیدواریم سال دیگه و سال‌های بعد از اون بتونیم این جشن رو با شکوه‌تر از قبل برگزار کنیم.

post موضوع: متفرقه post ۷ دیدگاه post ۷:۱۵ ب.ظ | نوشته شده توسط: امیر نام‌آور |

چند وقتی است به پیشنهاد همکاران هر روز بعد از صرف ناهار در شرکت یکی از همکاران در حدود ده تا پانزده دقیقه فرصت دارد تا در مورد مطلبی که می داند – و به سلیقه خودش انتخاب کرده است- برای دیگران صحبت کند تا بدین طریق همه بتوانند دانسته های خود را بادیگران به اشتراک بگذارند، در واقع در شرکت یک شبکه اجتماعی غیرمجازی(!) راه اندازی شده است که هدف اول و آخر آن به اشتراک‌گذاری دانسته‌ها و اطلاعات مفید برای جمع است.

در چنین شبکه‌ای هر روز نوبت یک نفر است تا موضوعی را آماده کرده و بحثی را مطرح کند و امروز قرعه به نام من بود. مطلبی را که در زیر می‌خوانید همان حرف‌های امروز ظهر من است در شرکت که با کمی انسجام بیشتر مکتوب شده است:

... این روزها و روزهای قبل‌تر و حتما روزهای بعدتر معمولا پای صحبت اکثر افراد که می‌نشینیم شروع می‌کنند به غر زدن و نق زدن و شکایت و گلایه از زمین و زمان، فرقی هم نمی‌کند طرف مقابل چه کسی باشد دوست باشد، فامیل باشد، یکی از اعضای خانواده باشد، یا همکلاسی و همکار و همراه یا بغل دستی‌امان در مترو یا تاکسی … مهم این است که مردم عادت دارند تا گوش شنوا پیدا می‌کنند شروع می‌کنند به غر زدن و آه و ناله و افسوس از شرایط اقتصادی و سیاسی گرفته تا امنیت و آب و هوا و کار و وضعیت حمل و نقل و ... اگر همه این غر زدن‌ها که با یک کلاغ و چهل کلاغ و اضافه شدن شایعات، داغ‌تر و تلخ‌تر و رقت‌بارتر و  اسفبارتر می‌شود و بار دراماتیک پیدا می کند جمع کنید با اخبار مرگ و میر و جنگ و خونریزی و قتل و غارت و اختلاس و کلاه برداری … در رادیو و تلویزیون، قطعا چیزی که می‌ماند چه بخواهیم و چه نخواهیم ناامیدی و یاس و دلمردگیست و چیزهایی از این دست که نه تنها حال ما را بعد از یک روز کاری سخت بهتر نمی‌کند بلکه به تدریح به این نتیجه خواهیم رسید که « وای خدای من ! ماچقدر بدبختیم!»

حالا همه اینها را گفتم که چند راه پیشنهاد کنم برای اینکه کمی انرژی مثبت بگیریم و لذت بیشتری از زندگی ببریم، تا هم برای خودم مروری شود  وهم شاید لااقل یکی از این موارد گره کور خستگی و ناامیدی یک نفر را کمی شل‌تر کند!


  • برای معاشرت با افراد، دقیق و سخت‌گیر باشید، با افراد بدبین و مایوس معاشرت نکنید، حتی اگر از دوستان یا اقوام نزدیک‌اتان هستند. هیچ چیز مثل آه کشیدن آدم‌های مایوس و منفی نمی‌تواند سقف زندگی را بر سر آدم خراب کند!

  • اگر با افراد مورد بالا معاشرت دارید و به دلایلی ـ مثل بودن در اعضای خانواده یا محل کار ـ نمی‌توانید آنها را بیرون از دایره روابط اتان قرار دهید اشکالی ندارد ولی لااقل همرنگ جماعت نشوید و سعی کنید با آنها در بحث‌هایشان همراهی نکنید، اگر شروع به غر زدن و نق زدن کردند تاییدشان نکنید، سعی کنید وقتی در جمعی هستید که آنها حضور دارند و می‌خواهند فاز منفی بدهند محل را ترک کنید یا حرف را عوض کنید یا لااقل خود را نسبت به این حرف‌ها بی‌تفاوت و بی‌علاقه نشان دهید.

  • به هر مهمانی نروید و در هر محفلی شرکت نکنید، چند خط روزنامه خواندن یا پیاده روی یا حتی خوابیدن به مهمانی‌های خاله زنکی شرف دارد.

  • سنگ صبور و هم سفره‌ی افرادی‌که سفره بدبختی‌ها و غصه‌هایشان را برایتان باز می کنند و انتظار دارند برایشان غصه بخورید نباشید مخصوصا وقتی کاری از دستتان بر نمی‌آید! آنها خوشی‌هایشان را با شما قسمت نمی‌کنند.

  • وقتی با کسی معاشرت می‌کنید، به جای درددل کردن با دیگران و گفتن از مشکلات و بدبختی‌ها و ناکامی‌ها و شرایط بد جامعه و گرانی طلا و بنزین، از پیشامدهای مثبت حرف بزنید، می توانید در مورد آخرین کتابی که خواندید یا آخرین فیلمی که دیدید یا از پیشرفت های جدید تکنولوژی که در روزنامه خوانده‌اید صحبت کنید ... باور کنید این‌طوری هم به خودتان کمک می‌کنید هم دیگران از معاشرت با شما لذت خواهند برد.

  • قضاوت نکنید، اینکه دیگران چطور لباس می پوشند یا چطور فکر می کنند به خودشان مربوط است، یا اگر یکی از همکارانتان امروز صبح جواب سلام شما را نداد شاید نشنیده است یا حواسش جای دیگری بوده است نگذارید به حساب اینکه خواسته شما را جلوی دیگران ضایع کند! معمولا واقعیت آن طور که در ظاهر به نظر می رسد نیست.

  • توقع‌اتان را از دیگران کم کنید! چرا توقع دارید همکاری را که یک روز با ماشین خود به منزلش رسانده‌اید حالا که ماشین ندارید هر روز شما را برساند؟! واقعا چرا؟!

  • باور کنید که هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند در همه چیز کامل باشد! انقدر از دیگران خرده نگیرید.

  • به جای انتقاد از دیگران، نگاه انتقادی به خودتان و رفتارتان داشته باشید، و به جای گلایه و نق زدن دنبال راهکار باشید. هیچ مشکلی با نق زدن و ناسزا گفتن به زمین و زمان حل نمی‌شود می‌توانید امتحان کنید!

  • اگر در محیطی قرار گرفته‌اید (مثل جامعه، محل کار، دانشگاه، خانواده و ...) که احساس می‌کنید نواقصی دارد به جای اینکه مثل بقیه بگویید «به من چه، من که نمی‌توانم اینها را درست کنم!» و منتظر درست شدن خود به خود مسایل بمانید و هر روز حرص بخورید، تلاش کنید تا شرایط را اصلاح کنید، ممکن است نتوانید همه شرایط را عوض کنید ـ هر چند که در بلند مدت قطعا جواب می‌دهدـ اما لااقل در طول مدتی که در حال اصلاح امور هستید و برای آن تلاش می‌کنید آدم بهتری هستید، احساس بهتری دارید و دیگران هم شما را دوست تر خواهند داشت.

  • به فضل و کرم کسی امیدوار نباشید، یا با کسانی دوست شوید که با آنها منافع مشترک دارید یا در حلقه دوستانتان منافع مشترک ایجاد کنید!

  • در حال زندگی کنید. برای تحقق این موضوع فقط یک راه سراغ دارم، هر روز فکر کنید – دور از جان شما – آخرین روز زندگی‌اتان است، آیا باز هم همین کارهایی را می‌کنید که در حال انجام آن‌اید؟

  • یک مقدار برای فکر کردن وقت بگذارید، تماشای تلویزیون زمان فکر کردن را از شما می گیرد.

  • اتفاقات جدید را در زندگی تجربه کنید، همیشه برای شام به یک رستوران نروید، همیشه از یک جا خرید نکنید، همیشه به یک پارک نروید. دنبال تجربه‌های تازه باشید اگر تا به حال به تاتر نرفته اید آن را تجربه کنید و اگر اهل کوه رفتنید همیشه یک قله را فتح نکنید!

  • سعی کنید هر روز کمی کتاب خوب بخوانید، کمی موسیقی خوب گوش دهید، و اگر می توانید کی فیلم خوب ببینید!

  • خلاق باشید و رویا پرداز٫ به چیزهایی فکر کنید که می‌توانست باشد و نیست، در مورد هر وسیله ای به این فکر کنید که چه کاربردهای دیگری می‌تواند داشته باشد. ذهن خلاق با دیدن سریال‌های فارسی وان به وجود نمی‌آید، برای خلاق بودن باید ذهن خود را تربیت کنید.

  • سعی کنید هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به دیگران یاد بدهید.

  • نمی‌خواهد از هر انگشتتان یک هنر بریزد همین که به یکی از اقسام هنری آشنا باشید و در آن دستی داشته باشید فوق العاده است، موسیقی، شعر، نقاشی و خیلی چیزهای هنری دیگر حتی به صورت آماتوری می‌تواند حس شما را نسبت به زندگی تغییر دهد.

  • در زندگی اهل هدف‌گذاری باشید، آدم بی‌هدف چیز زیادی در زندگی ندارد، همیشه سردرگم است و شدیدا مستعد غمباد!

  • همانی باشید که هستید نه آن چیزی که دوست دارید باشید، ادا در آوردن آدم را زود پیر می‌کند!